گشت و گذار

مثل این که یک جورایی معتادم!

امروز از لحاظ کاری روز خوبی نبود! یک قرار کاری داشتم که به مزخرفی تمام بود. یعنی خیلی بهش امیدوار بودم اما به دلیل عدم هماهنگی با یک آدم اشتباه رفتیم جلسه و نتایج اصلاً دلچسب نبود. از طرفی هم تحویل یکی از کارهامون تو آخرین  لحظات با مشکلی جدی مواجه شد و اعصابم حسابی ریخت به هم.

الان که خودم رو جمع کردم بشینم سر کارهام دیدم دلم می خواد برم ولگردی در سایتهای نامیزون که دلیلش رو که نگاه می کنم، حس ناراحتی و ناخوشی موقتیه که الان دارم و دوست دارم ازش یک طوری خلاص شم...

به همین خاطر، دوباره اومدم سراغ وبلاگم تا کمی ذهنم منحرف بشه و برم دوباره سر کارم...

همسری و من این چند روزه ایام خوبی رو داریم و داریم سعی می کنیم با همدیگه زندگیمون رو بهبود بدیم. چیزی که من فهمیدم اینه که یک زندگی مشترک خوب حاصل یک تصادف و اتفاق نیست، بلکه با تلاش و تعامل می شه بهش رسید. من رفتارهای مختلفی از همسرم رو نمی پسندم اما از طرفی یک چیزی هم که فراموش می شه خیلی وقتا اینه که خیلی رفتارهاش هم به نظرم معمولی و خوب می آد که معمولاً در مرور زمان این قسمت تو ذهن کمرنگ تر می شه.

نظر شما چیه؟ به نظرتون زندگی مشترک حاصل عشقه فقط؟ حاصل تلاشه؟ نتیجه یک اتفاقه؟  نظرتون رو برام بنویسید..لبخند

/ 4 نظر / 4 بازدید
عمه

سلام.سوال خوبی مطرح کردی...عشق به تنهایی کارسازنیست ای بسا کسانی هستن که خیلی همو دوست دارنداماباهم خوب حرف نمیزنندموقعیت شناس نیستن نقاط ضعف همو کمرنگ نمیکنندبه خونواده همسر احترام لازم نمیذارند.بسیارحساس وریزبین هستن.من باتجربه 25ساله بیشترروی تلاش زوم میکنم.چون دوست داشتنه سرجاشه .اماگذشت تدبیر باید چاشنی بشه.

عمه

خیلی وقتا زن وشوهرهمون اول عید میزنندبه تیپ وتاپ هم که چیه؟اول خونه ی کدوم والدین برن.درصورتیکه این نباید خیلی بزرگنمایی بشه.ما تاموقعیکه مادرشوهرم زنده بودن خودم شام خونه مادرشوهرمیرفتم چون میدونستم همسرم دوست داره اوقات بیشتری بامادرش بمونه.امادرحدیک سلام عید خونه مامانم.11سال اینجوری طی کردم.مهمونی هم هرگز دوتافامیل روباهم جمع نکردم هرگز

عمه

هیچوقت درعذرخواهی خجالت نکشیدم .هیچوقت حتی برای نیمساعت قهرنکردیم.هرگزمجبورش نکردم برای دیدن اقوامم بیاید.دربرابرتلفنهایی که تماس داشته هرگز سوال نکردم .هرگز بمحض ورود خبرای ناگوار ویا دلخوریهامو نگفتم .من تا زمان قبل تاهل سینمانمیرفتم (سردرد-تنهایی)اما تواینمدت سالی چندباربدرخواستش دوتایی میریم.دوست داشتن وابرازاحساسات رو ترک نکردیم.

عمه

جواب نمیدین؟چه صابخونه ای[تعجب][سوال]